خانوده مردوخي غالبا" در هر عرصه كه وارد شده اند موفق ميدان بوده اند حال چه در كسب علم و دانش و چه در



اقتصاد وچه در سياست يا موارد ديگر . از جمله اين ميدان ها عرصه ميادين ورزشي است اين بار ميخواهم



شخصي را از اين خاندان به شما معرفي كنم كه علاوه بر اشتهار به شخصيت والاي اجتماعي و خوشنامي درميان اهالي


سنندج از بزرگان رشته ورزشي بسكت بال ايران ميباشدجناب آقاي عارف


مردوخي خلاصه ائي از سوابق ايشان در ذيل آمده  اميدوارم ايشان نيز همچون اسلاف خويش



خدمت به مردم را سرلوحه خود قرارداده موفق و سربلند باشند 



مربی و داور بین المللی بسکتبال

 

کارشناس رشته تربیت بدنی

 

نایب قهرمان مسابقات بزرگسالان بسکتبال کشور در سال 61- تهران

 

قهرمان مسابقات کارگری کشور در سال 69   

 

قهرمان مسابقات کارگری کشور در سال 68

 

قهرمان مسابقات کارگری کشور در سال 63

 

عضویت در تیم ملی جوانان در سال 53- فیلیپین – آسیایی

 

عضویت در تیم ملی بزرگسالان در سال 56 – سوریه

 

قهرمان اول کشور در سال 57 – همدان در جوانان

 

اعزام به مسابقات غرب اسیا جهت قضاوت و داوری

 

اعزام به مسابقات ارمنستان – گرجستان

 

دارا بودن سوابقی ارزنده و خوشنام بودن به مدت 30 سال

 

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 13 مهر1389 و ساعت 13:53 |

شیخ اسماعیل مردوخ  روحانی  مشهور به بابا مردوخ

ادیب نیک نام و نيك نفس نيك انديش  دانشمند والا مقام شیخ اسماعیلل مردوخ روحاني  ابن علامه شیخ حبیب الله کاشتری در سال ۱۳۰۱ شمسی در قریه کاشتر از توابع سنندج پا به عرصه وجود نهاد پس از  طی دوران  کودکی و تربیت صحیح اسلامی در زیر توجه پدر و مادر  مسلمان و متدین به درس و تعلیم پرداخت و بعد از مدتی ادبیات فارسی عربی و علوم عقلی و نقلی را در محضر پدر گرامی و بزرگوارش اموخت وسپس نزد  علامه ملا عبدالعظیم مجتهد و ملا محمود مفتی و ابن ملا عبدلله دشتی و دیگران تلمذ را  به سر حد کمال گردانید و مجاز گردید وسپس  در اموزش و پرورش جذب و به تدریس در دبیرستانهاي  سنندج پرداخت و مدرک لیسانس را توانست در زیر سایه تعلیم و تربیت اخذ نماید وی لیسانس خود را از ذانشگاه الهیات تهران  اخذ و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد و سالهای اخر عمر را در تهران گذرانید این دانشمند در ادبیات فارسی و عربی تبحر خاصی داشت و در شعر به هر دو زبان دارای طبعی روان بود و به شیوا تخلص می نمود  و کتابی به نام شیوه مسلمانی تالیف و منتشر کرد و کتاب نفس و مشهور مشاهیر کرد را تالیف نمود که نتیجه ۴۰ سال  تحقیق وی بوده و تاکنون ۲ جلد از ان چاپ و منتشر شده است و از دیگر کارهای مهم دیگر وی دوره کامل تعلیمات دینی مخصوص اهل سنت را برای تمام کلاسهای دبستان و دبیرستان با نثری ساده تالیف کرده که پس از مدتی هنوز در مناطق سنی نشین تدریس می شودآن مرحوم .داراي شخصيتي نجيب و محترم كه حتي دشمنان خود را نيز مورد محبت قرار ميداد  . وی در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۶۷ شمسی در تهران بر اثر مرض سرطان درگذشت مهندس ماجد فرزند جانشين به حق وي ميباشد كه  هم اكنون در سنندج زندگي ميكند محمد ماجد مردوخ روحانی»،هفته ای 2 الی 3 روز را در بخش فرهنگ نویسی دانشگاه کردستان سپری می کند و با جدّیت و تعصب و تلاش بی وقفه، سرپرستی گروهی را به عهده گرفته است که مشغول تدوین نخستین فرهنگ جامع کردی ـ فارسی هستند که تا کنون 2 جلد آن تدوین گشته است. به گفته خودش با این کار به 2 هدف بزرگ می رسد : 1- پر کردن خلأ بزرگ عدم وجود چنین فرهنگی. 2- تربیت جوانان برای ادامه راه و آموزش حرفه ای به اینان برای کار فرهنگ نویسی و تربیت فرهنگ نویسان آینده ی این مملکت.ايشان نيز به طور قطع در آينده از مفاخر خاندان مردوخي خواهد بود . انشاالله خدا يارش باد

 

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 4 خرداد1389 و ساعت 18:56 |

عبدالمومن مردوخ مشهور به آيت الله زاده كردستاني مصلح اجتماعي و رئيس شوراي شهر سنندج و معتمد مردم كردستان كانديداي نمايندگي مجلس كه بنا به دلايل سياسي و مغرضانه و توطئه معاندين و دشمنان آشكار و پنهان رد صلاحيت شد . وي با صدور اطلاعيه ها و اعلاميه هاي سياسي و اجتماعي كه غالبا" داراي متن ادبي و مسجع ميباشد مردم را نسبت به وقايع اجتماعي آگاه ميكند . يكي از مشهور ترين اعلاميه هاي وي در ارتباط با حمايت از كانديداتوري سيد محمد خاتمي براي رياست جمهوري بود كه مطلع آن با شعر مشهور ي بدين مظمون شروع ميشد : مشتاق گل از سرزنش خار نترسد/ جوياي رخ يار ز اغيار نترسد /عيار دلاور كه كند ترك سر خويش /از خنجر خون ريز و سر دار نترسد /. مشاراليه دستي نيز در هنر دارد تابلو هاي نقاشي وي زينت بخش خانه برخي از دوستان و نزديكان وي ميباشد  از خط خوش وخدزيبا  نيزبي بهره نيست  به شهادت سنندجي هاي قديمي در سواركاري يكه تاز و در تير اندازي نيز تك تيرانداز واقعي بود همچنين مناجاتي نيز ساخته است كه تمامي كلمات به كار رفته در آن بدون نقطه است بخشي از آن بدين شرح ميباشد :‌

آواي دل

اي عالم آراي كل و اي معمار معمر دل و اي كسي كه در گل آدمي سر الهي و در دار العلم وحي دروس مهر و همدردي دادي مرا دردي در دل و سري در سر دواي سر را

 در دو عالم دعاي مرد صالحي د ه كه در دم سحر ماه و سها سماء را در احاطه دارد و حماسه دعاي سحر را كه داروي درد و مرهم سر را دهد در الواح الماس

حكاك وار دركوهسار دلم كه وسام الهي را همراه دارد رسم و مرا مددي كه دل را در صراط

عمل مردمي كه اسهل راه و روحم را حدي كمال ده كه در عالم دمي دل آدمي را مسرور دارم اي كسي كه مرا هادي در دو سرائي واله كوه دردم و آواره در دهرم رحمي

اساس كلي هوي وهوس را در لوح دلم كه راه مردمي را گم كرده محو و مرا در راه عملي كه

هلاك و گمراهي همراه دارد دور دار . الهي مرا راهي ده راه راه محمدي (ص) كه هم داروي درد و مرهم سر و هم در حراي دل اسم الهي اي الهي و هو معكم همراه دارد

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1 آذر1386 و ساعت 15:4 |
دكتر بايزيد مردوخي از دانشمندان علم اقتصاد در ايران و از مديران ارشد سازمان مديريت و برنامه ريزي بودند اين شخصيت برجسته علاوه بر فعاليت در رشته تخصصي خود در فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي مربوط به معرفي مشاهير كرد هميشه پيشقدم بوده و مايه افتخار خاندان مردوخي و ملت كرد است. ايشان صاحب تاليفات و آثار بسيار زيادي ميباشند كه متاسفانه به علت عدم دسترسي به ايشان تا كنون نتوانستيم اطلاعات بيشتري بدست بياوريم . هركجا هست خدا يارش باد /
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 1 آذر1386 و ساعت 11:53 |
آیت الله شیخ محمد مردوخ ملقب به جمال الدین خلف مرحوم شیخ عبد المومن متولد شب ۲۷رجب سال ۱۲۹۷هجری قمری برابر با ۱۲۵۶خورشیدی . متفکرو روشنفکر و فیلسوف و سیاستمدارو شاعر روشنگرو روزنامه نگار و یک سردار جنگی به تمام معنی . با مجموعه خصایلی که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده بود شخصیت بارز و نابغه ای  پدید آمد که آوازه او در سراسر کردستان و سپس در بین مناطق سنی نشین و نهایتا در سراسر جهان منتشر گشت . ایشان از هفت سالگی نزد والد ماجدشان به تلمذ پرداختند سپس در نزد عمویش مرحوم شیخ عبدالرحمن و آنگاه نزد مرحوم شیخ محمد لون در مسجد کهزاد سنندج ادامه تحصیل داد بقیه علوم را خود با فراستی که داشت از طریق بحث و مجادله با بزگان علم و ادب آنزمان در مدت کوتاهی فرا گرفت سپس در غالب هنرهای مرسوم  نظیر معماری و حکاکی و گچ بری و حجاری و ساعت سازی و نجاری و باغبانی و گل کاری و مخصوصا" علم پیوند نباتات مسلط گردید و از هرکدام در زمان مناسب و برای پیشبرد اهدافش استفاده میکرد و اوقات فراغت خویش را نیز با سوارکاری و شکار و تیر اندازی میگذراند به طوری که در سوارکاری و تیر اندازی یکه تاز میدان بود . پس از فوت پدر بر اثر نبوغ ذاتی و درخواست قبلی پدر در سن ۱۲سالگی به سمت امامت و خطابت کردستان منصوب گردید سپس با وجود صغر سن طی حکم شماره ۳۶۲۱مورخ ۲۶محرم ۱۳۳۷ ه ق به سمت قضاوت کردستان و گروس  نیز منصوب گردید . از آن زمان نهایت تلاش خود را مصروف اتحاد و حفظ تمامیت ارضی ایران و رفع ملوک الطوایفی هدایت اشرارو یاغیان و زور گویان و در صورت عدم پذیرش هدایت در جهت اعاده امنیت سرکوبی آنها نمود  .با سران عشاير کردستان از طرق مختلف ارتباط ودوستي ايجاد ميکرد و آنها را به انقياد از حکومت مرکزي مجاب ميکرد. اولين تجربه سياسي وي همراه کردن جمع کثيري از زبده اهلي کردستان با خود جهت شرکت در جنبش مشروطه بود . در اجتماع مشهور باغشاه در حضور اکثريت نمايندگان مختلف مردم ايران که از اقصي نقاط ايران بدانجا آمده بودند و محمد علي شاه قاجار و شيخ فضل الله نوري رسما" نظرات خود را بيان نمود . پس از شکست مشروطه عارف قزويني در کردستان مهمان وي بود و عارف قزويني در کليات خود به طور مفصل در مورد شخصيت ايشان مينويسد . در زمان تعويض حکومت نيز نقش بسزايي ايفا کرد شخصيت ايشان طوري بود که با حضور وي وجود ديگران در تحت اشعاع قرار ميگرفت و همين موضوع باعث ايجاد رشک و حسد در دل حاسدان ميگرديد به طوري که بر عليه ايشان شروع به تبليغات ميکردند ولي غافل از اينکه نور کرم شب تاب در مقابل خورشيد نميتواند خود نمايي کند .چون طرز فکر ايشان نسبت به زمان خود خيلي جلو تر بود لذا گفته هاي آن بزرگوار براي ساير علما قابل درک و فهم نبود لذا وي را مانند غزالي و مولانا تکفير ميکردند . براي نمونه در يکي از آثارش به نام رموز آفرينش به طور مفصل در مورد گردش الکترون در مدارهاي مختلفي و در سطوح انرزي متفاوت به دور هسته اتم و نحوه آزاد شدن انرزي به هنگام انقال الکترون از يک سطح انرزي به سطح ديگر و پديده هاي فيسيون و فيزيون صحبت ميکند مدارهاي الکتروني را با مدارهاي منظومه شمسي و گردش سيارات به دور خورشيد مقايسه ميکند . نحوه پديد آمدن آب در سطح زمين /ايجاد اقيانوسها و رودخانه ها و درياها به وجود آمدن تک سلولي ها و تکامل آنها تشکيل جوامع مختلف پيدايش زبان و مذهب و غيره که البته براي مردم آن زمان قابل درک نبود . ايشان در طول زندگي پر برکتشان بالغ بر 114 جلد کتاب و رساله مختلف و در زمينه هاي متفاوتي نگانشته اند که که بيشتراز نصف آنها چاپ و منتشر شده است که برخي از آثارشان در ذيل همين بخش آمده است . در زمينه فلسفه کتاب بسيار با ارزش ديگري دارد به نام جام جان و جين که کل لغات استفاده شده در آن فارسي است و در آن حتي يک لغت عربي موجود نميباشد ديوان شعري نيز از وي به يادگار مانده است با شعرهاي فارسي کردي و عربي که متاسفانه تا کنون مقدورات لازم براي چاپ آن فراهم نگرديده است آن حضرت  سر انجام پس از عمري تلاش و مجاهدت چنانکه خودش در سال 1327 شمسي يعني 27 سال قبل از مرگش پيش بيني کرده بود :
 هماي جان قفسي گشته بود در بدنم                خوش اين زمان که رها شد هماي جان ز تنم
 حجاب جان بود اين تن و گرنه عالم غيب                    عيان بود بر من چونحجاب بر فکنم 
 مقام وصل مقاميست ايمن و دلکش                            زهي مقام که نبود هراس ز اهرمنم
 علاج اهرمن اي جان رهايي از هوس است            از اين به محفل جانان چو شمع انجمنم  
 من آن يگانه کسم در جهان که مرگ مرا                      به من ز پيش خبر داد يار موءتمنم  
 براي سالمه مرگ خويش آيت گفت                           بسال سيصد و پنجاه چهار تن فکنم  
ادر سن 98 سالگي در شب جمعه بيستم شهريور ماه سال 1354 در محله قطار چيان به رحمت ايزدي پيوست اشعار فوق بر روي سنگ مزارش نقر گرديده است تشيع جنازه ايشان با حضور بيش از يکصد هزار نفر از اهالي کردستان با پاي پياده تا روستاي نوره واقع در بيست کيلوتري سنندج انجام پذيرفت .
چرا نوره ؟ اين روستا از املاک حضرت آيت الله مردوخ بود که بواسطه طبيعت زيبا هواي مطبوع آن در فصل تابستان و مردم مهربان و خونگرمشان بسيار مورد علاقه ايشان بود با توجه موارد مذکور در روبروي آبادي بر روي تپه اي مشرف بر جاده هاي روستاهاي اطراف و خود نوره قلعه اي جنگي با دو برج که داراي منافذي براي سنگر گيري وتير اندازي بود مطابق طرح و نقشه خودشان ايجاد کرده بود و محل استراحتگاه تابستاني خويش قرار داده بود لذا با توجه به تعلق خاطر فراهم شده و مخصوصا" اهالي محترم آنجا وصيت فرموده تا در جوار آن قلعه روبري آبادي دفن گردند نا گفته نماند اين روستا اولين روستايي بود در سطح کردستان که داراي مدرسه گرديد   برخي از آثار منتشر شده حضرت آيت الله مردوخ عبارتند از
1)تاريخ مردوخ يا تاريخ کرد و کردستان در دو جلد
2)فرهنگ مردوخ در دو جلد
3)فقه محمدي
4)اصول فقه
5)صرف محمدي
6)نحو محمدي
7)منطق محمدي
8)حساب و هندسه محمدي
9)رموز آفرينش
10)جام جان وجين
11)آئين رستگاري
12)نداي اتحاد
13)حل اختلاف
14)تاريخ تشيع
15)شطرنج نامه
16)ام الکتاب
17)رد بابي و بهايي
18)گفتارها
و ده ها جلد کتاب و رساله ديگر که در اين مختصر نميگنجد  نشسته از سمت چپ:آيت الله مردوخ شيخ بهاءالدين حسامي شيخ محمد حسامي ايستاده از چپ به راست : محمد باقر ادب /ملا بها الدين شادمان / شيخ حبيب الله امام مردوخ دو نفر بعدي ناشناس     
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 29 تیر1385 و ساعت 16:1 |
هدف از معرفي اشخاص برجسته را ميتوان چنين بيان كرد ,اول الگو سازي براي جوانان دوم خوانندگان بدانند اگر كسي كار نيكي انجام داد بداند در طول تاريخ گم نخواهد شد و ديگران از خاطرات و خاطراتي كه براي ايجاد چنين كارهاي انجام پذيرفته به نيكي ياد ميكنند و بازماندگان آنها با افتخار و سربلندي خود را بدانها منسوب ميكنند و آنها بواسطه گذشتگانشان مورد اقبال عمومي اند و از حمايت اجتماعي برخوردار خواهند بود. مجموعه عوامل فوق ميتواند به عاملي براي تشويق جوانان براي انجام كارهاي نيك مبدل گردد و جامعه را به سوي سوق خواهد داد تا مردم در دراز مدت در راه آرمانهي والايشان از بذل مال و جان خود دريغ نورزند به نظر اينجانب امر به معروف چنين است .معروف كه رواج يافت منكر از رونق خواهد افتاد و ديگر نيازي به رابط و ضابط و ولگردي در خيابان نيست
در راستي چنين هدفي و اعتلاي هدف اوليه كه همانا گردآوري اعضائ اين خانواده حول .مركزيتي منسجم است اين بخش را (معرفي برجستگان مردوخي)آغاز ميكنم    

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 26 تیر1385 و ساعت 21:40 |

شيخ حبيب الله امام مردوخ امام جمعه كردستان


فرزند ارشد  جنت جايگاه حضرت شيخ شكرالله امام جمعه . در سال 1289 در محله                                  

آقا زمان سنندج متولد و در سال 1380 در بيمارستان توحيدسنندج در سن 91سالگي
 ديده از جهان فرو بست .آن حضرت بعد از فوت والد ماجدشان در سال 1311 بر
اثر تمايل اهالي و تقاظاي مرحوم مشار الدوله حكومت وقت كردستان و به فرمان
رضا شاه پهلوي به سمت امام جمعه كردستان منصوب و مدت 47 سال بدون دريافت
هيچ گونه اجر و مزد مادي و فقط براي رضاي خدا و اشاعه دين مبين اسلام با
مواعظ نغز و شيواي خود اين مهم را به انجام رسانيد سخنراني هاي ايشان مشهور
خاص و عام بود چرا كه از اداي مطالب خشك و تكراري و خسته كننده پرهيز
ميكرد . براي شاهد سخنانش از آيات قرآن احديث و اشعار زيباي فارسي و عربي و
كردي استفاده ميكرد سخنانش داراي آهنگ مخصوصي بود و  در شنونده بسيار موثر
واقع ميشد . در همين اثنا با حفظ شغل مقدس امامت جمعه بر اثر لياقت و
كارداني مدتي به سمت رئيس انجمن شهر سنندج و رياست شير و خورشيد سرخ كردستان به
صورت افتخاري انتخاب شدند از آثار ايشان در زمان تصدي به مشاغل مذكور
ايجاد ساختمان شهرداري كنوني شهر سنندج و ساختمان هلال احمر كنوني سنندج و
ايجاد غسالخانه در سنندج و دارالايتام شهر بانه و غيره كه در اين مختصر
نميگنجد . امام مردوخ تلاش زيادي در جهت اتحاد روحانيت كرد سني نمود و در اين
زمينه نيز بسيار موفق بود . اين اتحاد تا سال 1358 امتددا داشت ولي بنا به
وقوع پاره اي مسايل اين اتحاد از هم گسيخته گرديد . بدون اغراق روحانيت
كردستان در هيچ زماني به اندازه آن زمان داراي نفوذ اجتماعي و سياسي نبود
سراسر زندگي ايشان مملو از عشق به همنوع و خدمت به بندگان خدا بود . اشتهار
به نيك نفسي و عدم علاقه ايشان به مال دنيا موجب اشتهارشان گرديد همين
دليل از سوي مرزداران دلاور پاوه و نوسود مدت چهار دوره به وكالت ايشان در
مجلس شوراي ملي آنزمان انتخاب گرديدند در آن دوران پر مسئوليت آنچه در توان
داشت نسبت به عمران و آباداني آن مناطق انجام داد احداث بيمارستان
50تختوابي در پاوه از ان جمله بود وهمواره منزل او پناهگاهي براي اهالي كردستان
بود در اين دوره هم بوسيله نوابي كه انتخاب ميكرد بر حسن اجراي امر امامت
جمعه كردستان نظارت داشت و غالبا" نيز خود شخصا" به امامت جمعه اقدام ميكرد
چرا كه هميشه اين شغل را بر ساير مشاغل ترجيح ميداد در سال 1355 از كليه
مشاغل دولتي كناره گيري كرد و تات سال 1357 شغل امامت جمعه را رها نكرد اما
در اين سال به مناسبت وقوع بعضي مسايل از اين شغل خانوادگي كناره گرفت و
بعد از آن بقيه عمر را به طاعت و عبادت گزرانيد . با وجود كهولت سن داراي
روحي شاد و محضري گرم بود اهالي سنندج روز هاي جمعه گرد شمع وجودش جمع گشته
و با خواندن اشعار مذهبي و تلاوت آيات قرآن جسم و جان خود را با  كوثر
معنويت شستوشو ميدادند آن جناب بر اثر سخاوت و مهمان نوازي كه همواره مورد
رشك حاسدان بوده از مال دنيا طرفي نبسته و تا آخر عمر همچون غريبي بدون
درآمد و پس انداز در كمال بزرگواري و عزت نفس در كشور ايران ايامرا به قناعت و
صبر بردباري ميگذراند . ايشان چون پيرو ابوالعلاء معري بود معتقد به ايجاد
آثار از خود نبود ولي در اين اواخر عمر بر اثر خواهش اينجانب كتابي تحت
عنوان از هر گلي برگي كه بيشتر بخشي از خاطرات زندگي ايشان ميباشد را نگاشته
است كه متاسفانه تاكنون امكانات چاپ و نشر آن فراهم نگرديده است  آن مرحوم
در سي ام خردادماه سال 1380 در بيمارستان توحيد سنندج ديده از جهان فرو
بست .جنازه آن مرحوم با حضور بيش از يكصد هزار نفر از اهالي كردستان به سمت
روستاي صلوات آباد در اطراف سنندج تشيع گرديد . يادش گرامي و راهش پررهرو
باد
سالها بايد كه تا از سنگ اصلي زآفتاب       لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن
      

    




  

  

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 26 تیر1385 و ساعت 21:37 |
تاریخ مردوخ یا تاریخ کرد و کردستان :مردوخ کلمه ای آسوری است و مرکب از دو بخش است ۱) مر یا مرد که به معنی آیینه است و دخ یا دوخ که به معنی خدا که بر ذات خدا اطلاق میگردد که معنی ترکیبی آن آیینه خدا یا مظهر الله یا آیت الله است .

از همان منبع نقل شده است که مردوخ نام قریه ای است از قرا شام واقع در نزدیکی قلعه مستحکم سویدا پایتخت جبل دروز در شانزده فرسنگی سمت جنوب سوریه کنونی که از آنجا برای اشاعه دین اسلام به منطقه اورامان در کردستان ایران مهاجرت کرده اند .

باز از همان منبع نقل شده است که : در عهد داریوش پادشاه بزرگ هخامنشی آنرا بر معبود اطلاق میکردند .یکی از پادشاهان عیلام به هنگام فتح بابل مجسمه مردوخ را به شوش میبرد واز آن به بعد مردوخ لقب پادشاهان بابل قرار میگیرد .

کتاب مروج الذهب نوشته مسعودی : مردوخ بر اشخاص فوق العاده ای که در عالم خلقت و عقیده مقام ارجمندی داشته اند اطلاق میگشته .

کتاب سرزمین جاوید ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری از اثر گریشمن : از روزی که معبد بزرگ بابل موسوم به مردوک را ساختند هر پادشاه که وارد بابل میگردید در مقابل عظمت و زیبایی آن معبد که هزار متر طول و دارای صدها گنبد بزرگ و کوچک بود سر تعظیم فرود میاورد حتی کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی در معبد بزرگ مردوک تاجگذاری کرد .

در صحفه ۸۹۰ همین کتاب آمده است : مردم فری ژی پیرو یک مذهب یکتا پرستی بوده اند زیرا بیش از یک خدا را نمیپرستیدند که او را مردوک یا مردوخ میخواندند .

با توجه به مطالب فوق میتوان چنین نتیجه گرفت که مردوخ لقبی بوده است که به اشخاص متعینی که خادم معبد مردوخ بوده اند اطلاق میگردیده است این اشخاص با توجه به فراستی که داشته اند موقعیت ممتازی در جامعه برای خود ایجاد کرده اند و سپس این شغل را به صورت موروثی نسل بعد از نسل ادامه داده اند و به مرور بر حوزه اقتدار خود افزوده اند به طوری که مورد توجه عام و خاص بوده اند .با گسترش اسلام کم کم از اقتدار آنها کاسته شده ولی با پذیرش اسلام این افراد همچنان اقتدار از دست رفته را به دست آورده اند و برای توسعه اسلام از آن منطقه به اورامان که هنوز زردشتی بوده اند رفته اند که سلسله مردوخیان کردستان از اینجا آغز میگردد برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به تاریخ کردوکردستان یا تاریخ مردوخ نوشته آیت الله شیخ محمد مردوخ مراجعه فرمائید

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 19 تیر1385 و ساعت 9:52 |

با سلام خدمت شما کاربران گرامی هدف از ایجاد این وبلاگ ارتباط با سایر اعضاء این خانواده بزرگ است خانواده ایی که مرکز آن در کردستان است و پیدا کردن آنها  و نیز ادامه شجره نامه ایی که در کتاب تاریخ کردو کردستان ویا تاریخ مردوخ تالیف حضرت آیت الله مردوخ ایجاد شده میباشد لذا بدین وسیله از کلیه اعضاء این خانواده در هر کجا که هستند تقاضا میشود تا مارا در انجام این مهم یاری دهند تجمع اینخانواده حول یک محور مرکزی که به کمک هم ایجاد خواهد شد ما را در انجام خواستهایمان و رفع مشکلاتمان کمک خواهد کرد . متحد که باشیم همه حسابهای دیگری روی ما باز خواهند کرد .اعضاءاین خانواده هرکدام  در محل خود دارای پست و یا مقامی باشند میتوانند سایرین را در انجام اهداف متعالیشان یاری دهند . این خانواده با جمعیت پراکنده ای که در سراسر دنیا دارند میتوانند منشاء خدمت به همنوع باشنددر ادامه و راستای این پروژه من به تدریج شروع به معرفی اشخاص برجسته این خانواده خواهم کرد  

 

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 18 تیر1385 و ساعت 11:48 |


Powered By
BLOGFA.COM


.postdesc {font-size: 7pt;font-family: Tahoma;color:white;} .postdesc A:link{color:#FFFF00;text-decoration: none;} .postdesc A:visited {color:#FFFF00;text-decoration: none;} .postdesc A:hover{color:#FFFF00;text-decoration: underlineobject width="425" height="350">

Courtesy XPREZZ